تبليغاتX
شورش

شورش


بسم الله الرحمن الرحیم

در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»

دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.

درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.

آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.

حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.

این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.

آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.

راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟

دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.

چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.

تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست. دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.

بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.

البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.

سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.

میر حسین موسوی


????? ??? ???? سهیل رسول زاده ?? شنبه 1388/08/09 ???? 3:30 بعد از ظهر | ???? ???? |
اینم کاور جدیدم خوبه؟

                     



  ۱۳۸۸/۶/۲۴

امروز فیلم روزهای سبز (حنا مخملباف) بی بی سی نشون داد دیدم  دوباره حالم بد شد دوباره اون حالت عصبیم برگشت  اون سردرد های لعنتی...



هرچقدر فکر می کنم فقط این شعر یادم میاد

بوی خون در كوچه ها آيد همی
ياد يار مهربان آيد همی

سفره هاي خالی از نان و نمک
کو ندای خالص کنا معك

امتی از نسل سفيانی به پا
پس چرا بر نی شدی ای مه لقا

بی تو شمشير بر خلايق می كشند
تيغ بر روی حقايق می كشند

بی تو وسعت در كنارم تنگ شد
بر سر ميز صدارت جنگ شد

چون گدا بر در گه هر خس شديم
نوكران هر كس نا كس شديم

                         

             


????? ??? ???? سهیل رسول زاده ?? دوشنبه 1388/06/30 ???? 5:0 بعد از ظهر | ???? ???? |

مشترک گرامي

دسترسي به اين سايت امکان پذير نمي باشد
 

در صورتي که اين سايت به اشتباه فيلتر شده است با پست الکترونيکي

SOHEIL_RASOOLZADEH@YAHOO.COM 

با درج نام دامنه مورد نظر در موضوع نامه و ارايه توضيحات لازم

مکاتبه فرماييد


????? ??? ???? سهیل رسول زاده ?? یکشنبه 1388/05/11 ???? 4:17 بعد از ظهر | ???? ???? |

   
     
Dear Customer    
The page you requested is blocked under Filtering Policy.    
Please contact us in case of any wrong filtering.    
     
مشترک گرامی
صفحه مورد درخواست شما برابر با قوانین جمهوری اسلامی ایران مسدود می باشد .
   
در صورت بروز اشتباه در مسدود شدن صفحه مورد نظر با ما تماس حاصل فرمایید .    
   

 

 


????? ??? ???? سهیل رسول زاده ?? چهارشنبه 1388/04/10 ???? 5:50 بعد از ظهر | ???? ???? |

 

                                 

حق با تو بود از غم غربت شکسته ام

                                                      بگذار صادقانه بگویم که خسته ام

بیزارم از تمام رفیقان نا رفیق

                                                      این ها چقدر فاصله دارند تا رفیق

سلام

چند وقت بود که ترجیح داده بودم سکوت کنم

در مقابل تمام حرف هایی که پشت سرم زده شد در مقابل تمام خیال پردازی ها....

و همه چیز رو به خدا واگذار کردم اما بعضی ها خیلی دوست دارند

خاطرات بد دفن شده من رو نبش قبر کنند!

ولی این بار دیگه قول میدم اگه بازم

این خیال پردازی ها ادامه پیدا کنه بیکار نشینم

که البته منم حرف های زیادی برای گفتن دارم.

من شورشی .سهیل رسول زاده

فعلا درگیر مجوز شورش هستم

که خیلی خسته ام کرده...

این شعر سیاسی نیست!!!!!!!!

                   شورش

توی زندون غریبی با غریبه ها نشستم

نمی خواستم کم بیارم در سلول و شکستم


????? ??? ???? سهیل رسول زاده ?? چهارشنبه 1387/11/09 ???? 8:44 بعد از ظهر | ???? ????
سلام عرض می کنم خدمت دوستان عزیزم...

خیلی ها ایمیل زدن و خواسته بودن که من اهنگ هامو برای دانلود توی وب قرار بدم

ولی باید بگم من تا تمام قول هایی که دادم هم به عوامل البوم و هم وزارت محترم ارشاد اجرا نکنم نمی تونم اهنگی قرار بدم

جا داره اینجا از خانم بهاره مکرم تشکر کنم که با همه بدی هایی که از بعضی ها دیده بودن باز هم به من اعتماد کردن

و از خانم هاشمی که واقعا به پیشرفت کارها و ترانه ها در البومم کمک شایانی می کنند


????? ??? ???? سهیل رسول زاده ?? یکشنبه 1387/09/10 ???? 2:46 بعد از ظهر | ???? ???? |
سلام

خدا را شکر مجوز گرفتم

 از همه دوستانم تشکر میکنم که با صبر و شکیبایی من  راهنمایی کردند

اینم کاور البوم


????? ??? ???? سهیل رسول زاده ?? جمعه 1387/09/01 ???? 5:5 بعد از ظهر | ???? ???? |
به نظر شما بهترین البوم امسال موسیقی پاپ کدام است ؟


????? ??? ???? سهیل رسول زاده ?? سه شنبه 1387/08/28 ???? 4:37 بعد از ظهر | ???? ???? |
به بهانه موفقیت البوم بی خوابی اطلاعاتی در باره استادم بهروز صفاریان نوشتم

با تشکر از سایت اتفاق نو و علی بحرینی عزیز

متولد 24 بهمن پنجاه و شش 1- فرزند چهارم و آخر خانواده 2- دو برادر و يك خواهر دارد. 3- برادر اولش (بهزاد) 12 سال از او بزرگ‏تر است و شش سال است در آلمان زندگى مى‏كند. 4- پدر و مادرش در اداره پست همكار بودند. 5- بچه محله انديشه عباس‏آباد 6- در پنج سالگى براى اولين بار دستش به ساز خورد و از ارگ برادرش (بهزاد) استفاده كرد. 7- خانواده‏اش به خاطر آن كه موقعيت تحصيلى او به خطر نيفتد، اجازه نمى‏دادند در كودكى به سمت موسيقى بيايد. 8- يازده ساله بود كه قرار شد يك كيبورد از آلمان براى او بفرستند، اما مسؤولان گمرك فرودگاه مهرآباد از تحويل آن به خانواده صفاريان خوددارى كردند! 9- مسؤولان ارشاد هم براى ترخيص اين كيبورد همكارى نكردند و ساز رويايى بهروز به آلمان مرجوع شد! 10- ضعيف‏ترين درس دوران مدرسه‏اش عربى بود. 11- سرانجام در 13 سالگى صاحب كيبورد شد؛ يك هديه خانوادگى. 12- از افرادى كه كيبوردهاى پيشرفته‏تر داشتند، سازهايشان را امانت مى‏گرفت و برايشان ريتم مى‏ساخت و گرچه دستمزدى نمى‏گرفت، اما از اين كه امكان دسترسى به سازهاى جديد را داشت، رضايت پيدا مى‏كرد. 13- بعد از دوران راهنمايى، به هنرستان برق رفت اما پس از چند ماه به آرزويش رسيد و سر از هنرستان موسيقى درآورد. 14- پانزده ساله بود كه برادرش (بهزاد) به او قول داد در صورت مونتاژ 50 دستگاه كامپيوتر، براى او ساز جديدى بخرد و با خريد كيبورد رولند جى‏وى 1000 به قولش عمل كرد. 15- از محيط مدرسه مى‏ترسيد و با روش‏هاى آموزش ارتباط برقرار نمى‏كرد. 16- روى هر درسى زوم مى‏كرد، در آن به نمرات بالا مى‏رسيد، امإ؛  مجموعاً به درس‏هايى كه ريشه‏اش علوم و آزمايشگاه بود، بيشتر علاقه داشت. 17- به سختى ديپلم گرفت. 18- هرگز به دانشگاه نرفت. 19- در خانه به بازسازى آهنگ‏هاى غربى پرداخت و روى ساز خود تسلط بيشترى پيدا كرد. 20- تنظيم‏هاى بازسازى شده‏اش در نقاط مختلف ايران فروخته مى‏شد اما براى او سود مالى به دنبال نداشت. 21- چون در زمان مشموليت او، برادرش (بهنام) به خدمت سربازى رفته بود، كارت معافى بهروز صادر شد. 22- در دوران كودكى و نوجوانى‏اش، بيلى جين و تريلر را از بقيه آهنگ‏ها بيشتر دوست داشت. 23- رنگ مورد علاقه‏اش را خودش هم نمى‏شناسد! 24- متنفر از فوتبال 25- در دوران راهنمايى مدتى به باشگاه كونگ‏فو رفت. 26- يكدنده از گذشته تا احتمالاً هميشه! 27- با فواد حجازى، بهنام ابطحى، مهرداد پازوكى و... پيش از ورود به دنياى حرفه‏اى، ارتباط دوستانه داشت. 28- در هجده سالگى، فريدون فروغى او را براى تنظيم قطعات جديد خود انتخاب كرد. 29- بزرگ‏ترين اعتبار خودش را حضور چند ماهه كنار فروغى مى‏داند و مدعى است از او بسيار ياد گرفته. 30- سال 75 با شنيدن صداى خشايار اعتمادى از تلويزيون، شرايط را براى همكارى با صدا و سيما در حوزه موسيقى پاپ فراهم ديد. 31- با مراجعه به صدا و سيما، اولين آهنگ و تنظيم خودش را به مسؤولان ارائه داد. 32- او و شادمهر عقيلى دورادور يكديگر را مى‏شناختند، اما در محيط صدا و سيما با هم رفيق شدند و به توافق رسيدند تا همكارى كنند. 33- چهار، پنج قطعه براى تلويزيون ساخت و تنظيم كرد. 34- قرار بود در آلبوم «خواب گريه‏ها» با قاسم افشار همكارى داشته باشد، اما به خاطر اختلاف حرفه‏اى با يكى از ترانه‏سرايان (اكبر آزاد) از اين پروژه كنار كشيد. 35- به اتفاق شادمهر عقيلى براى چند خواننده ديگر نيز قطعاتى ساختند و تنظيم كردند. 36- «مسافر» اولين قطعه‏اى بود كه براى صداى شادمهر آماده كردند. 37- قرار بود اين آهنگ به صدا و سيما ارائه شود، اما مسؤولان شركت پيغام سحر پيشنهاد دادند بهروز و شادمهر آهنگ‏هاى ديگرى را هم آماده كنند تا يك آلبوم توليد شود. 38- نيلوفر لارى‏پور، سهيل محمودى، فريد احمدى و... به همكارى فرا خوانده شدند. 39- شادمهر و بهروز كنار هم قطعات را يكى پس از ديگرى ساختند و تنظيم كردند. 40- ساخت و تنظيم چهارده قطعه براى آلبوم مسافر فقط و فقط پانزده روز طول كشيد. 41- چهار قطعه از اين آلبوم كنار گذاشته شد. 42- مسافر، نوروز 78 با ده قطعه به بازار آمد. 43- ادامه همكارى با فريدون فروغى پس از انتشار مسافر به عنوان سرپرست نوازندگان 44- تلخ‏ترين واقعه هنرى‏اش: درگذشت فريدون فروغى 45- با سعيد شهروز در سال 78 به توافق رسيد و دو قطعه «فاصله» و «هجوم» را هم براى او ساخت، اما اين همكارى خيلى زود متوقف شد و اين قطعات در اختيار محمد اصفهانى و مهرزاد اصفهانپور قرار گرفت. 46- ديرجوش 47- برادر دومش (بهنام) را به آلبوم «رنگارنگ» كه در آن خواننده‏هاى جديد هركدام يك قطعه را اجرا مى‏كردند، معرفى كرد و باعث حضور او در موسيقى حرفه‏اى شد. 48- در آلبوم «دهاتى» كه اواخر سال 78 به بازار آمد، فقط ساخت و تنظيم «دلخوشى» را انجام داد. 49- كم‏لطفى تهيه‏كننده شادمهر و حذف نام بهروز از روى شناسنامه دهاتى 50- «آخرين صدا» با صداى مهرزاد اصفهانپور كم‏فروش‏ترين اثر كارنامه هنرى اوست. 51- در دو آلبوم اول محمد خاكپور چند قطعه را ساخت و تنظيم كرد. 52- تصميم گرفت به عنوان مدير هنرى اولين آلبوم مستقل برادرش (بهنام) فعاليت كند. 53- براى پروژه «دو رنگى» از امير قديانى، پدرام كشتكار، مازيار عطاريان و امير عليزاده به عنوان تنظيم‏كننده، دعوت به همكارى كرد و خودش هم سه تنظيم انجام داد. 54- اختلاف با شادمهر عقيلى را كنار گذاشت و به پروژه نافرجام «آدم و حوا» پيوست. 55- در آدم و حوا هشت تنظيم انجام داد اما اين آلبوم هرگز مجوز نگرفت. 56- اولين آلبوم رپ فارسى (اسكناس) را براى شاهكار بينش‏پژوه توليد كرد؛ يك تجربه جديد در عرصه «هى پاپ»! 57- رپ را از حالت كليشه‏اى شده اروپايى خارج كرد و به آن لحن ايرانى داد. 58- براى گرفتن مجوز، رپ را به «موسيقى روحوضى مدرن» تعبير كرد! 59- با انتشار دو رنگى در بازار موسيقى ايران صاحب جايگاه بى‏نظيرى شد. 60- رهبر گروه اصفهانى از هشتاد تا هشتاد و يك 61- به عنوان مدير هنرى «نون و دلقك» فعاليتش را آغاز كرد. 62- جدول پايين را حل كنيد تا به اين سكانس برسيد. 63- نون و دلقك در كوتاه‏ترين زمان ممكن مجوز گرفت. 64- اسكناس با سه سال تأخير مجوز گرفت. 65- در سال 82 هيچ آلبومى از او منتشر نشد. 66- بسيارى از چهره‏هاى مطرح امروز پاپ، پيش از همكارى با بهروز، اسم و رسمى نداشتند. 67- خواننده‏اى به نام فريدون آسرايى را كه در آلبوم دو رنگى با خواندن چند بيت به عنوان همخوان، محك زده بود، به يك تهيه‏كننده براى خريد آلبومش معرفى كرد و تهيه‏كننده شرط لازم براى خريد امتياز آلبوم فريدون را اضافه شدن قطعاتى از بهروز به آلبوم مذكور دانست. 68- مخالفت صفاريان با پيشنهاد تهيه‏كننده 69- توافق فريدون، صفاريان و تهيه‏كننده براى توليد يك اثر جديد 70- توليد يكى از پرفروش‏ترين، بهترين، عام‏پسندترين و خاص‏پسندترين آلبوم‏هاى پس از انقلاب به نام «غريبه» با موسيقى بهروز 71- «با من بمون» را كه براى خواننده‏اى در آن سوى آب‏ها ساخته بود (معين) به درخواست تهيه‏كننده در غريبه قرار داد و در اجراى آن با فريدون همراهى كرد. 72- در قطعه «بوى سيب» از مهرزاد اصفهانپور كنار فريدون استفاده كرد. 73- اولين سفر خارجى؛ تركيه 74- در سال‏هاى 84 و 85 فقط يك قطعه از او در آلبوم «مثلث» شنيده شد كه البته آن هم مربوط به تيتراژ سريال «پيله‏هاى پرواز» بود. 75- آلبوم دوم بهنام، ظاهراً به خاطر موسيقى بهروز سه سال پشت درهاى مجوز ماند! 76- بيشترين همكارى را ميان ترانه‏سرايان، با روزبه بمانى انجام داده است. 77- در آلبوم «شبح» كنار برادرش همخوانى كرده است. 78- بارها به پيشنهاد فعاليت در كشورهاى خارجى خصوصاً آمريكا جواب منفى داد. 79- همكارى مشروط با شبكه تلويزيونى تهران، پس از به مشكل خوردن مجوز آلبوم شبح در ارشاد 80- اجراى قطعه تيتراژ برنامه «مثل ماه» با مطلع «به من چيزى بگو شايد...» كه به دلايل نامعلومى فقط چند بار پخش شد. 81- برنده جايزه بهترين آهنگساز تيتراژ شبكه تلويزيونى تهران 82- شرط ادامه همكارى‏اش با تلويزيون را تداوم توجه به موسيقى پاپ دانست. 83- انتظار بهروز بعد از چند هفته برآورده نشد. 84- خداحافظى پرسروصدا با تلويزيون طى مصاحبه با برنامه «شب شيشه‏اى» 85- در روزهاى بحرانى، صفاريان كه هركسى از مصاحبه تلويزيونى او برداشت‏هاى مخصوصى مى‏كرد، قيد همكارى با مجموعه آلبوم‏هاى فريدون آسرايى را هم براى هميشه زد! 86- در طول يك دهه فعاليت در موسيقى حرفه‏اى ايران، بارها و بارها خيانت را تجربه كرده است. 87- شايد بتوان قسمتى از بدبينى‏هايش به زمين و زمان را ناشى از همين خيانت‏ها دانست. 88- همكارانى كه هميشه بهروز را براى پيشرفت، به جدايى از بعضى جريان‏ها تشويق و آن جريانات را منع مى‏كردند، حالا خودشان به همان جريان‏ها متصل شده‏اند! 89- نه فرزندى دارد، نه ازدواج كرده! 90- رانندگى بلد نيست. 91- بعضى اوقات تا مرز اعتياد به اينترنت پيش مى‏رود. 92- علاقه بيش از حد به استفاده از كلاه! 93- يكى از بزرگ‏ترين مشكلات او با رفقايش اين است كه حتى نمى‏تواند سيگار كشيدن آنها را تحمل كند. 94- برخلاف بسيارى از تنظيم‏كننده‏ها استوديوى خانگى ندارد. 95- معمولاً از همكارى با خواننده‏هايى كه هنوز به شهرت نرسيده‏اند، بيشتر استقبال مى‏كند! 96- مغرور و مرموز و پيچيده 97- موسيقى كلاسيك ايرانى را به موسيقى سنتى ترجيح مى‏دهد. 98- شهر مورد علاقه: شيراز 99- متأسفانه يا خوشبختانه هرگز به «ماديات» در حد انتظارى كه از موفق‏ترين موزيسين دهه اخير مى‏رود، توجه نكرده است  و در البوم بی خوابی ثابت کرد هم موسیقیش حر فه ای است و هم احساسش

 


????? ??? ???? سهیل رسول زاده ?? دوشنبه 1387/08/27 ???? 10:53 قبل از ظهر | ???? ???? |

سلام تعمیرات(studio stars) تموم شد و اسمش هم عوض کردیم و شد ( P . S . DI )

MUSIC

ARRANGE

RECORD

MIX

MASTRING

24 BIT/ 192KHZ

ENSEMBLE 16MIC

استودیو جهت ضبط و تمرین گروهای موسیقی(مجهز به سیستم حرفه ای صوتی وساز) رکورد گیتار الکتریک با آمپلی فایر حرفه ای - درام ست کامل برای تمرین. بانک نرم افزاری و سمپل. میکس و مستر. مشاوره در مورد نحوه ساخت کلیپ و پخش آلبوم

با مدیریت سهیل رسول زاده


????? ??? ???? سهیل رسول زاده ?? دوشنبه 1387/07/22 ???? 11:9 قبل از ظهر | ???? ???? |
 

سلام دوستان

به دلیل مشکلاتی که تو ایران برای مجوز هست نمی تونم اهنگ هام تا قبل از مجوز نهایی

روی وب قرار بدم

ببخشید

من شورشی   -   سهیل 

  


????? ??? ???? سهیل رسول زاده ?? دوشنبه 1387/07/01 ???? 0:59 قبل از ظهر | ???? ???? |


????? ??? ???? سهیل رسول زاده ?? شنبه 1386/04/09 ???? 3:16 بعد از ظهر | ???? ???? |

???? ????

?????? ? ?????


درجهان فرمان کورش
اولین منشور بود
سربه تعظیمش سراسر
بابل و اشور بود
سینه اسپارت را تا
قلب یونان چاک کرد
پشت بخت النصر را
ساییده و برخاک کرد
ما از اصناف همان
خونیم ازان ریشه ایم
پا سدار نام پاک
پارس تا همیشه ایم

????? ?????

???????? ??????

????? ??

???????


???? ????? ??????

Powered by BLOGFA